شير على خان لودى
24
تذكرهء مرآة الخيال ( فارسي )
نى كافرى به قاعده دانى نه مؤمنى * بگذارشان به هم كه نه افلح نه قنبرند عبد الواسع جبلى - اصل منشأ وى از جرجان 24 است . در روزگار سلطان سنجر بوده . طبعى در سخن قادر داشت و اشعار مشكلهء بسيار دارد . در اوّل حال از جبال جرجستان به دار الملك هرات افتاد و از آنجا به غزنين رفت و چند روز در خدمت سلطان بهرام شاه بن مسعود بن محمود سبكتكين اشتغال داشت . چون سلطان سنجر لشكر به غزنين كشيد ، عبد الواسع در مدح وى اين قصيده مشتمل بر صنعت تقسيم بگفت ، و اكثرى از قدما اتّفاق دارند كه بهتر از او كسى نگفته ، چند بيت از آن جمله به طريق استشهاد ثبت مىگردد : ز عدلِ كاملِ خسرو ز لطفِ شاملِ سلطان * تذرو و كبك و گور و مور گردد بر درِ كيهان يكى همخانهء شاهين دوم همخوابهء طغرل * سه ديگر مونسِ ضيغم چهارم همدم ثُعبان خداوندِ جهان سنجر كه همواره چهار آيت * بُوَد در رايت و راى و جبين و روى او پنهان يكى بهروزىِ دولت دوم فيروزىِ ملّت * سه ديگر زينتِ دنيا چهارم نصرتِ ايمان بنانِ اوست در بخشش سِنانِ اوست در كوشش * لقاىِ اوست در مجلس لواىِ اوست در ميدان يكى ارزاق را باسط دوم ارواح را قابض * سه ديگر سعد را مايه چهارم فتح را برهان شد اندر عهد او باطل شد اندر عصر او ناقص * شد اندر قرن او زايل شد اندر وقت او پنهان يكى ناموس كيخسرو دوم مقدار اسكندر * سه ديگر نام افريدون چهارم ذكر نوشروان [ حكيم افضل الدّين خاقانى ] گنجور گنجينهء معانى و فغفور ملك نكتهدانى ، حكيم افضل الدّين خاقانى - نام شريفش ابراهيم بن على شيروانى 25 است . فضل و جاه و قبول قلوب و تقرّب سلاطين داشت ، و خاقان كبير ، منوچهر [ ا ] خستان مربّى اوست . در اوّل حال ، حقايقى تخلّص مىكرد و خاقان كبير او را خطاب خاقانى ارزانى فرمود . در ضمن يكى از قصايد فخريّهء خود مىگويد ، نظم : ز ديوانِ ازل منشور كاوّل در ميان آمد * اميرى جمله را دادند و سلطانى به خاقانى براىِ حجّتِ قاطع براهيمى پديد آمد * ز پشتِ كاسبِ آزرصفت نجّارِ شَروانى بعد از چندگاه درد طلب دامنگير حالش گرديد و بىرخصت از شيروان [ كذا ] گريخته به شهر بيلقان كه وطن اصلى او بود ( ؟ ) ، آمد و گماشتگان شروانشاه او را گرفته ، به درگاه فرستادند . خاقان وى را در قلعهاى هفت ماه بند فرمود . در آنجا از غايت ملال و دلتنگى ، تحفة العراقين بگفت . و اين قصيده كه مشتمل بر حالات ترسايان و لغات و اصطلاحات ايشان است نيز در آن حبس گفته ، و شيخ آذرى - عليه الرّحمة - در كتاب جواهر الأسرار كه محتوى بر فنون علوم و معارف است ، بعضى ابيات مشكلهء اين قصيده را شرح نوشتهست . در اينجا چند